خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





معرفی کتاب(2) من گنجشک نیستم

     

     

    ابراهیم حال روحی خوبی ندارد، همراه با دانیال و نوری و چند نفر دیگر در یک آسایشگاه روانی هستند و روزگار می گذرانند و هر روز از مشکلا تو مرگ و حفره های زندگی و افکار و ذهن خود می گویند.
    همسر ابراهیم افسانه بعد از بدنیا آوردن پیش از موعد کودکشان که جنینی بیش نبوده می میرد و ابراهیم با دستان خودش فرزندش را که توده ای سیاه رنگ بیشتر نبوده تقدیم گورکن می کند تا درون گودالی به نام قبر بگذارد.داستان آشنایی با افسانه، غم از دست دادن او و حکایت عشق ابراهیم و افسانه که اینچنین دستخوش مرگ می شود خواندنی است.

    صفحه ابتدایی کتاب <a href=با این جمله از دانیال نازی که یکی از شخصیت های داستان است آغاز می شود" width="244" height="284" />

    صفحه ابتدایی کتاب با این جمله از دانیال نازی که یکی از شخصیت های داستان است آغاز می شود

     

     

    دانیال دوست ابراهیم است، او شعر می گوید و مدام سوالاتی می پرسد که همین ها را همه عامل مشکلات ذهنی او می دانند و در میانه ماجرا خودکشی می کند اما مسیر داستان همچنان هم قدم با اوست.
    نام کتاب “من گنجشک نیستمرا وقتی درمی یابید که به صفحات انتهایی آن می رسید، وقتی ابراهیم با مردی چاق و مست در کافه همکلام می شود.
    برای اولین بار بود که با نوشته ها و داستان های مصطفی مستور هم قدم می شدم و باید بگویم از ژانر تلخ و تیره لذت می برم.
    این مجموعه داستان کوتاه را به افرادی که وقت کمی برای مطالعه دارند توصیه میکنم امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید.

     


    این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ابراهیم ,داستان ,دانیال ,
    معرفی کتاب(2) من گنجشک نیستم

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده